وقتی قرار است کسی بیاید و هیچ کس نمی آید…
دست خودم نيست. نمي دانم راجع به چه چيزي حرف مي زنم. روزهايي که خيلي غمگينم مثل امروز، دوست دارم دراز بکشم و هيچ نگويم …
+ احمدرضا احمدی
ورودی فرستاده شده در نوامبر 4, 2009 در 3:16 ب.ظ و تحت دستههای دیگرینوشت, مرگ.
نام
رایانشانی (منتشر نخواهد شد)
وبگاه
مرا از دیدگاههای بعدی از طریق رایانامه آگاه کن.