این آن دستی است که …

اوت 11, 2009

واقعیت را به شما بگویم. این آمده بود کنار تخت من نشسته بود. درباره‌ی قضیه‌ی داریوش فروهر حرف می‌زد. دستش هی ‌می‌آمد نزدیک آستین من. من احساس بدی داشتم. احساس می‌کردم این آن دستی است که پای داریوش را شکانده، دهان یک نفر را بسته. احساس بدی داشتم با دستش. ده دقیقه بود حرف می‌زد …

×××
+

Advertisements

یک پاسخ to “این آن دستی است که …”


  1. […] بازخوانی-3 آوریل 17, 2010 . + […]


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: